تبليغاتX
دانشجو،سوسیالیست اموزشکده دختران شیراز

دانشجو،سوسیالیست اموزشکده دختران شیراز

استراتژی و مبارزه

 

مجله New Left Review، شماره 53 ، ژانویه و فوریه 1969

دیوید فرنباخ

مسعود ابو سعدی

 در مارکسیسم سهم لنین را می­توان تشریح منطق اقدام مستقل سیاسی- انقلابی دانست. او در هر مورد معین، محتوی اجتماعی انقلاب، و سیاست حزبی را در سطح سیاست اتحادهای انقلابی مناسب مشخص می­کرد تا به منظور انجام انقلاب اجتماعی، بلوک ضدانقلابی (دشمن) شامل دولت و احزاب سیاسی مدافع آن را درهم بکوبد.

وظیفه کادر مارکسیست در بسیج  طبقات و گروه­های مختلف  مردمی و متحد کردن آن­ها به سوی انقلاب توسط لنین در بخش پایانی رساله " دوتاکتیک سوسیال دموکراسی در انقلاب دموکراتیک " خلاصه شده است :

 

 "... سوسیال دموکراسی مصرانه می­خواهد که این کلمه (مردم) نباید طوری استفاده شود که آشتی ناپذیری طبقاتی درون مردم را نادیده بگیرد .سوسیال دمکراسی بر استقلال کامل طبقاتی برای حزب پرولتاریا پافشاری می کند . معهذا (مردم) را آنچنان به طبقات تقسیم نمی کند که طبقه پیشرو خود را محدود کرده و پرده ای به دور خود بتند.این کار را به گونه ای انجام می دهد که طبقه پیشرو بدور از تردید و بی تصمیمی طبقات میانی با انرژی بسیار و با شور وشوق در راه آرمان تمام مردم و در راس آنها مبارزه کند  .  این­ست آنچه که نوایسکرای­های کنونی اغلب اوقات قادر به فهم آن نیستند و کلمه "طبقه" را در تمام حالات صرف و نحو آن سفسطه جویانه تکرار می­کنند و آن را جایگزین شعارهای موثر سیاسی در انقلاب دموکراتیک می­سازند.. "

 

نقطه­ی شروع استراتژی برای جنبش دانشجویی باید این پرسش باشد که دانشجویان (در بریتانیای کنونی) آیا بخشی از (مردم) اند یا بخشی از (دشمن). موقعیت انتقالی دانشجویان این ضرورت را ایجاب می­کند که مبدا و مقصد آن­ها را در روابط تولیدی در نظر بگیریم و در همان حال موقعیت ویژه­ی آنها را در ساختار دانشکده­ها و دانشگاه­ها مورد ملاحظه قرار دهیم. در این جا به بعضی از واقعیت­های اساسی ساختاری اشاره می­شود:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 12  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

همان طور که در اطلاعیه قبلی ذکر کردم ، روز دوشنبه از بعد از ظهر از نگارش مطلبی در وبلاگ شخصی فردی به نام عابد توانچه در وبلاگ شخصی اش مطلع شدم . به وبلاگ سر زدم و دیدم که توانچه از " کشف " وبلاگی به نام " دآب تهران " خبر داده است که مسایلی را به برخی از فعالین دانشجویی و اجتماعی نسبت داده است . عابد توانچه با این استدلال  ایجاد این وبلاگ و انتشار آن محتویات را به من نسبت داده بود ( خواهش می کنم به روند این استدلال دقت کنید ) : او حدس می زند که یکی از مقالات منتشر شده توسط وبلاگ " تریبون مارکسیزم " توسط من نوشته شده است و بنا بر ادعای توانچه وبلاگ " تریبون مارکسیزم " در دقایقی از روز دوشنبه به وبلاگ " دآب تهران " لینک داده است ( من دوشنبه بعد از ظهر به " تریبون مارکسیزم " سر زدم و لینکی ندیدم و بعد از آن هم گردانندگان وبلاگ وجود چنین لینکی را اساسا تکذیب کردند )  و نتیجه گرفته است که مسئولیت انتشار مطالب موجود در وبلاگ " دآب  تهران " با من است !! و مقادیر معتنابهی از واژه هایی که در انبان لغاتش به وفور یافت می شود نیز به من  نسبت داده بود . سایت " آزادی بیان " در هماهنگی با عابد توانچه همان شب ( دوشنبه شب ) بلافاصله  مطلب توانچه را با توضیحات اضافه پوشش داده بود و از آنجا که گویی این سایت مصداق  " بر عکس نهند نام زنگی کافور " است با مراعات تمام ملاکهای " آزادی بیان " از  درج تکذیبیه ای که من در سه شنبه صبح نوشتم و برای چند سایت ( از جمله " آزادی بیان " ) فرستادم خود داری نمود و حاضر نشد توضیحی از من در مورد متنی که در خود آن سایت  مورد من نوشته شده بود و ادعاهایی مطرح کرده بود  منتشر سازد . عمر پستی که عابد توانچه در بعد از ظهر دوشنبه نوشته بود و آن اتهامات عجیب و غریب را مطرح کرده بود به 24 ساعت نکشید و به دلایل نامعلومی صبح سه شنبه از روی وبلاگ ایشان ناپدید شد . به راستی به این اعمال جز پرونده سازی و توطئه چینی چه چیز دیگری می توان اطلاق کرد ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 15  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

درسي براي زنجان، درسي براي زنان

بايد باور كنيم، يك بار ديگر اشتباه كرديم. نمي‌دانم اين چندمين بار است كه ساده‌لوحي و ترس، دست بي‌برنامگي و سازمان نيافتگي را مي‌گيرد. قصد ندارم كسي را متهم كنم، اين وظيفه‌ي تاريخ است. صرفاً با توجه به اينكه فاجعه‌ي زنجان تكرار حادثه‌اي مشابه در دانشگاه محل تحصيل من(رازي كرمانشاه) است به نكاتي اشاره مي‌كنم كه بايد در اكسيون‌هاي بعدي مورد توجه قرار بگيرند.

در چند روز گذشته اخبار ضد و نقيضي از نتيجه‌ي تحصن دانشجويان دانشگاه زنجان به گوش رسيد، عده‌اي از موفقيت كامل و دستيابي به همه‌ي خواسته‌ها حرف مي‌زدند و عده‌اي ديگر نيز تحصن را شكست‌خورده و منحرف‌شده ناميدند. بايد باور كنيم، تحصن دانشگاه زنجان هم شكست خورد(البته اخباري مبني بر آغاز مجدد اعتراضات به گوش مي‌رسد.) در ماجراي مشابه در دانشگاه رازي كرمانشاه در بهار 86 دانشجويان با شنيدن اخباري درباره‌ي رابطه‌ي معاون حراست با يك دانشجوي دختر و مشاهده‌ي خودروهاي نظامي در حياط دانشگاه دست به اعتراض زدند. اعتراض دانشجويان رازي به لودگي كشيده شد؛ عده‌اي از دانشجويان كه خود را "فعال" و "پيشتاز" احساس مي‌كردند، در حالي كه هيچ‌گونه برنامه‌اي براي اعتراض نداشتند و از حداقل سازمان‌يافتگي نيز برخوردار نبودند پرچم اعتراض را در دست گرفتند. بايد به اين نكته اشاره كنم كه اين دانشجويان از حداقل سواد سياسي براي طرحريزي سازمان، ارائه‌ي تحليل، تبيين استراتژي و تشخيص تاكتيك برخوردار نبودند و به دليل پايگاه طبقاتي‌شان دنباله‌روي ايدئولوژي‌هاي بورژوايي خود بودند. آن‌ها نه دركي از پراتيك راديكال داشتند و نه مي‌توانستند ميان تئوري و پراتيك رابطه‌اي برقرار كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 19  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون وضعیت کنونی جنبش دانشجویی و مباحثات اخیر در چپ دانشجویی 

1 )

اتفاقات آذرماه سال گذشته و ضربه گسترده  نیروهای امنیتی  نتایج متناقضی را برای چپ دانشجویی به بار آورده است : از یکسو این ضربات به ضربه خوردن و عقب نشینی ملموس چپ ( به طور مشخص در تهران ( منجر شده است و از سویی دیگر با آشکار نمودن بخشی از پتانسیلهای گسترده اما نهفته چپ ( به ویژه در شهرستانها ) نشان داد که بستر و زمینه عینی برای تفکر و جنبش سوسیالیستی در ایران فراهم شده است که جلوه هایی  از آن را می توان در اعلام موجودیت محافل و کانونهای چپ در مراکز دانشجویی  و بین فعالین اجتماعی در شهرستانها مشاهده نمود . این نتیج متناقض به ایجاد نوعی ناموزونی ، پراکندگی و آشفتگی در کلیت حرکت نسل جدید چپ در ایران منجر شده است . دستاوردهای دموکراتیکی که چپ ظرف مدت نسبتا کوتاهی به حکومت تحمیل نموده بود از دست رفته است و این مهمترین بعد عقب نشینی ناشی از ضربه آذر ماه سال گذشته و محتوای اصلی آن است . گیجی و سر در گمی موجود بین فعالین چپ در تهران ( که خواه ناخواه بمثابه راس و سر هر جریانی شناخته می شوند و سابقه بیشتری دارند )  و پرانرژی ولی نوپا بودن چپ در شهرستانها ( به همراه کم تجربگی ای که همزاد هر حرکت نوپایی است ) و فقدان مکانیزم جاافتاده و شناخته شده ای برای تاثیر گذاری این دو  بخش بر هم از بروزات چنین ناموزونی است . به هر حال دستیابی به تحلیل جامع ، منسجم و روشنی ازکارنامه و تجربه چند سال گذشته چپ ( به طور مشخص در تهران ) و علل عقب نشینی تحمیل شده که خطوط اصلی چشم انداز استراتژیک آینده را نیز روشن خواهد ساخت  از ملزومات آغاز دور جدیدی از فعالیت چپ ، کسب اعتماد توده دانشجو و به دست آوردن مجدد درجه ای از آزادیهای دموکراتیک است . در یک ماه اخیر بحثهای مفید و مثبتی در این زمینه آغاز شد که با ایجاد جنجالهای کاذب از سوی جمعی از هوچی گران سکتاریست مواجه شد . جماعتی که نفع خود و فرقه متبوعه خویش را در شفاف نشدن جریانات و مباحثات می دانند و بعضا با اعمال سکتاریستی خود از زمینه سازان وارد آمدن ضربه سال گذشته بوده اند آگاهانه از پیشبرد چنین بحثهایی در یک فضای سالم و مثبت جلوگیری می کنند . چپ دانشجویی ( از گرایشهای گوناگون ) باید اهمیت و ضرورت این مساله را بپذیرد که گذار از این مرحله و برداشتن گامهای بعدی جز با تحلیل شفاف و بی تخفیف کارنامه گذشته چپ ممکن نیست . آنهایی که طرح هر انتقادی به یک گرایش خاص در چپ دانشجویی و عملکرد آن در سالهای گذشته را به " در خط وزارت اطلاعات " بودن تعبیر می کنند ، آنهایی که در دوره گذشته به فعالیتهای ضد جنبشی به نفع یک فرقه سیاسی خاص اشتغال داشته اند و از زمینه سازان اصلی وارد آمدن ضربه سال گذشته بوده اند نفع شخصی و فرقه ای خویش را در درجا زدن چپ در یک نقطه می بینند . این افراد و گرایشها بنا بر مصالح سیاسی نسل جدید چپ  می بایست افشا و منزوی گردند .  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 13  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

پس از  یک هفته اعتراضات گسترده در دانشگاه زنجان، در ساعت اولیه صبح روز چهارشنبه مسئولین دانشگاه زنجان با کلیه مطالبات دانشجویان متحصن موافقت کردند.

برکناری مددی، معاون دانشجویی خاطی این دانشگاه، و محاکمه اش توسط مراجع قضایی، عدم برخور با متحصنین و دانشجوی دختر قربانی این ماجرا، پیگیری پاسخ وزیر علوم از سوی نماینده زنجان در مجلس، بررسی کفایت رئیس دانشگاه توسط کمیته ای مرکب از دانشجویان و اساتید، تعویق امتحانات تا روز شنبه و همچنین بهبود وضعیت فرهنگی و فعالیت تشکل های مستقل خواسته هایی بود که با تمامی آن ها موافقت شد.

این در حالی است که دیروز رئیس دانشگاه بالاخره  مجبور به پذیرش انجام این عمل شنیع توسط معاونش شد و از این بابت از دانشجویان رسما عذرخواهی کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 13  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

اتحاد و همبستگی تا رسیدن به خواست و مطالباتمان!

به دنبال افشای نقشه غیر انسانی دکتر مددی معاونت دانشجويی فرهنگی دانشگاه زنجان که در صدد تعرض جنسی به يکي از دانشجويان دختر این دانشگاه بود، بیش از 3000 نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان با یک حرکت نمادین و متحدانه برای محکوم کردن این اقدام غیر انسانی و نیز اقداماتی از این دست از طرف مسئولین دانشگاه،  دست به تحصن و اعتراض زده‌اند، که این اعتراضات تا به حال ادامه دارد. دانشجویان در ادامه تحصن و اعتراضات خود، خواسته‌های زیر را اعلام و برای به تحقق پیوستن آن پافشاری می‌کنند:

1-لغو کليه امتحانات دانشگاه زنجان تا زمان اجراي کليه درخواست ها
2-
مخفي ماندن هويت دختر قرباني اين حادثه غير اخلاقي و عدم پيگرد قانوني، چه در دانشگاه و چه در مراجع قضايي ديگر
3-
برکناري بي قيد شرط دکتر مددي، معاونت دانشجويي فرهنگي دانشگاه
4-
برکناري هيئت رئيسه دانشگاه به خصوص رئيس دانشگاه
5-
پايان گرفتن برخورد هاي حراست با دانشجويان در محيط دانشگاه و خوابگاه ها و تعويض رئيس حراست
6-
بررسي مجدد همه ي پرونده هاي کميته انضباطي در دوره دبيري آقاي مددي ( لازم به ذکر است که دکتر مددي دبير کميته انضباطي دانشگاه زنجان بوده است.)
7-
به هيچ عنوان برخوردي با متحصنين چه در طول دوران تحصن و چه بعد از آن صورت نگيرد
8-
پايان گرفتن برخورد ها با تشکل ها، کانون ها و نشريات دانشجويي 

این تعرض وحشیانه خود یکی از خصایص سیستم سرمایه‌داری است. ما هر روزه شاهد هتک حرمت، آزار و اذیت و اعمال خشونت آمیز علیه دختران و زنان در جامعه ایران از سوی سیستم زن ستیز سرمایه‌داری هستیم. پایمال کردن هر روزه حقوق اولیه دانشجویان دردانشگاه ، پادگانی کردن فضای دانشگاه، اعمال زور بر دانشجویان، استبداد حاکم بر فضای کشور، به بند کشیدن فعالین کارگری، دانشجویی، زنان و در کل فضای خفقان و سرکوب مثل زنجیری به دست و پای ما آویخته شده است.

ریشه کن کردن این تبعیضات، تنها با اتکا به نیروی محرکه جامعه و نیزمتشکل شدن در تشکلهای مستقل دانشجویی و اتحاد و همبستگی طبقاتی میسر است. چندی پیش رفقایمان در دانشگاه تربیت معلم کرج با اقدامی متحدانه برای متحقق ساختن خواستهای مشابهی، مسئولین دانشگاه را وادار به قبول خواستهایشان کردند. رسیدن به خواستها و نیازهایمان تنها در گرو متشکل شدن و متحد شدن با جنبش کارگری امکان‌پذیر است.

 رفقای گرامی دانشگاه زنجان؛

 شما با عزم راسخ خود برای رسیدن به خواسته های خود گامهای مهمی  برداشته اید و با اتحاد و همبستگی خود تا رسیدن به خواستهایتان جز پافشاری و همبستگی بیشتر راهی در پیش نداریم.

رفقا!

ما به عنوان دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر کشور این اقدام تجاوز کارانه مسئولین دانشگاه زنجان را شدیدا محکوم و از خواست و مطالبات برحق شما دفاع میکنیم. همچنین ما را در کنار خود بدانید و حمایت و پشتیبانی هر بیشتر، مابین دانشجویان رمز پیروزی همه ما خواهد بود و پیروزی از آن ماست تا زمانی متحدانه عمل کنیم. وعزم راسخ خود  را تا رسیدن به خواستهایمان  جزم کنیم.

زنده باد همبستگی دانشجویمان!

زنده باد سوسیالیسم!

دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر کشور

سه شنبه 28 خرداد 1387

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 13  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

در آستانه روز هم بستگی با کارگران نیشکر هفت تپه قرار داریم که مبارزات آنها ، در بین مجموعه اعتراضات و مبارزاتی که تا کنون از سوی کارگران و زحمتکشان با حکومت اسلامی سرمایه صورت گرفته است، یکی از کم نظیر ترین و برجسته ترین آنها بوده است و تجربه ای گرانبها برای جنبش طبقه کارگر محسوب می شود.

چراکه علاوه بر پیگیری مبارزات خود بر سرپرداخت دستمزد های معوّق و رسمی نمودن کارگران قراردادی و پیمانی که مستقیماً با اقتصاد و معیشت آنها و خانواده هایشان مرتبط است، هم زمان خواستار لغو پرونده سازی علیه فعّالین و رهبران كارگری و تحت پیگرد قرار دادن آنان هستند ، و از آن مهم تر به طور جدی و پیگیر ، بر خواست استراتژیک تشکل مستقل توده ای_طبقاتی خود پای می فشارند، که اگرچه بی واسطه به بهبود وضعیت معیشتی کارگران نمی انجامد، اما در شرایطی که سرمایه به سرکوبگرانه ترین شکل خود بر کارمزدی حاکمیت دارد، تورّم و گرانی به طرزی وحشیانه اقشار زحمتکش و تحت ستم را زیر فشارهای طاقت فرسا قرار داده ، و اکنون با روند خصوصی سازی صنایع و واحد های تولیدی، بی حقوقی و نا امنی معیشتی کارگران عمیقا تشدید شده و خواهد شد، تشکّل های مستقل کارگری، ابزاریست در دست کارگران، تا با کمک آن، مبارزات اقتصادی هر روزه خود را بی وقفه پی بگیرند، و بتوانند با بهره گیری از آن، رسالت تاریخی خود را در روند مبارزات طبقاتی جاری، به انجام رسانند.

کارگران ، پیشرو تحرّکات و مبارزات عمیقی هستند که در بطن جامعه جاریست و با جدّیت و اراده خود ، در پیشبرد اعتراضات اجتماعی، این امید را در دل تمام نیروهای معترض و مبارز اجتماعی می پرورانند ، که سرانجام مبارزه متّحدانه و متشکّل کارگران و همه جنبش های اجتماعی، نظیر دانشجویان ، زنان، معلّمان و...که بر محوریت مبارزات طبقه کارگر باوردارند، پیروزی است.

ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر کشور نیز، ضمن اعلام هم بستگی با کارگران نیشکر هفت تپه، و حمایت بی قید و شرط از تمامی خواست های آنان، بار دیگر بر ضرورت اتّحاد استراتژیک جنبش دانشجویی با جنبش کارگری تاکید می کنیم و همگان را به هر گونه حمایت از مبارزه این کارگران و تمامی مبارزات کارگری موجود و زین پس، فرا می خوانیم. 

زنده باد هم بستگی طبقاتی کارگران!

زنده باد سوسیالیسم!

23خرداد 1387

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 21  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

بیانیه تبریک دانشجویان سوسیالیست به دانشجویان دانشگاه تربیت معلم کرج:

زنده باد مبارزه پیروزمندانه تان!

مبارزه دانشجویان دانشگاه تربیت معلم کرج در حالی پایان گرفت، که یکی از گسترده ترین مبارزات دانشجویان در دانشگاه های کشور _ ولو اینکه به اظهار خودشان صرفاً صنفی و آموزشی بوده است _ پیروزی مطلقی را به کف آورد، و این در بین مبارزاتِ دانشجویان در سالهای اخیر،کم نظیر و شورانگیز بود.

دانشجویان خواستار برکناری معاونت امور فرهنگی و فوق برنامه دانشگاه، رسیدگی به وضعیت غیر قابل قبول غذا، رسیدگی به وضعیت نا مناسب سرویس های آمد و رفت، رسیدگی به وضعیت بد خوابگاه ها، تخریب نکردن کتابخانه پسران، لغو احکام انضباطی صادر شده برای هشت تن از دانشجویان متحصّن، برکناری معاونت آموزشی دانشگاه و عذرخواهی کتبی ریاست دانشگاه از دانشجویان و خانواده های آنان به دلیل اتهامات واهی، و نیز به تعویق افتادن برگزاری امتحانات پایان ترم تحصیلی شده بودند که همگی آنها از سوی ریاست دانشگاه ، با موافقت رو به رو شد و به این ترتیب ، اعتصاب آنان با موفقیت به پایان رسید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 21  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

اعلام موجودیت دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر

بحران یکه تاز بلامنازع جامعه است. توده های زحمتکش مردم در فقری خردکننده به سر می برند که روز به روز بیشتر گریبانشان را می گیرد. عدم پرداخت دستمزدها و اخراج های گسترده کارگران؛ سرکوب های لجام گسیخته و وحشیانه جامعه همه و همه نشان از بحران عمیق اجتماعی دارند. اقتصاد کشور رو به نابودی دارد و دولت از کنترل تورم و بحران اقتصادی عمیقاً ناتوان است. در چنین شرایطی است که خیزش توده ها شروع می شود. در هفت تپه کارگران در مبارزه ای بی امان با کارفرمایان و دولت کارفرمایان به سر می برند، در بوشهر کارگران صدرا دست از مبارزه برای تحقق خواسته های بر حقشان نکشیده اند اما در ایم بین جنبش دانشجویی به کدام سو رو دارد؟

پس از ضربه 13 آذر بخش چپ جنبش دانشجویی شدیداً آسیب دید. همه به اصطلاح رهبران آن در تهران دستگیر شده بودند و با فاش شدن مسائلی چهره واقعی شان نمایان شد. دانشجویان چپ در تهران در سکوتی مطلق فرو رفتند. اما چپ که خود برآمده از بحران های لاینحل اجتماعی است در شهرستان ها آغازیدن گرفت و این خود نشانه ای است دال بر زنده بودن سوسیالیسم و مارکسیسم انقلابی، شاهدی است بر شکست آوانتوریسم و رادیکالیسم خرده بورژوایی که در لفافه شعارهای کلی و بی معنی چون "آزادی خواهی و برابری طلبی" عرض اندام می کرد.

برای این که بتوان از عقاید و سبک کار انحرافی گسست کرد، بی تردید باید کمر به نقد بی امان آن ها بست چرا که "تئوری تنها زمانی می تواند توده ها را در بر گیرد که سفسطه بازی را نشان دهد." و این سفسطه بازی عملاً چیزی به جز اتهام زنی به مخالفان، حذف گرایی و فرقه گرایی نیست.

از آغاز سال جدید، در جنوب کشور و به ویژه استان های خوزستان و بوشهر، حرکت های خودجوش کارگری زیادی شکل گرفته است. کارگران هفت تپه و کارگران صدرا نمونه های بارز این اعتراضات هستند. از آن جا که ما به عنوان مارکسیست های انقلابی معتقدیم: "کمونیست ها... منافعی جدا و مجزا از منافع مجموع کارگران ندارند... آن ها اصول فرقه گرایانه ای را مطرح نمی کنند که بخواهند بر اساس آن جنبش پرولتری را شکل دهند و به قالب [مود نظر خود] در آورند"؛ در راستای دخالت در جنبش کارگری و مبارزه برای دگرگونی شرایط موجود، موجودیت "دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر" را اعلام می داریم و هدف اولیه و فوری خود را تشکیل قطبی برای دفاع از حرکت های کارگری و ایجاد اتحاد میان دانشجویان و فعالین سوسیالیست منطقه می دانیم.

ما به عنوان "دانشجویان و فعالین سوسیالیست" از رفقای سوسیالیست و انقلابی سراسر کشور می خواهیم با ما در جهت تحقق بخشیدن به اهدافمان همراه شوند.

زنده باد سوسیالیسم

 دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر

http://www.dfsbushehr.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 0  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 
ستم مضاعف بر کدام زنان و چرا؟
 
تعریف و شناخت فوق نیز صرفاً از روی کتاب به دست نیامده است بلکه از زندگی کارگران و زحمتکشان می توان نمونه های فراوانی را ذکر کرد که اشکال مختلف ستم مضاعف بر زنان در میان زحمتکشان را نشان داد. زندگی روزمره هزاران زن متعلق به طبقه زحمتکش جامعه، حاکی از این واقعیت است. برای ملموس تر شدن موضوع میتوان به نمونه مشخص زیر توجه کرد :

"توران در سال 1334 بدنیا آمد. اولین فرزند یک خانواده زحمتکش بود. پدر او در یک کارخانه تولیدی جوراب کار می کرد. 9 فرزند دیگر پس از او بدنیا آمدند. او همراه مادرش می بایستی مسئولیت نگه داری خواهر و برداران کوچکش را بعهده بگیرد. فرزندان پسر هیچ دخالتی در کارهای خانه نداشتند. توران هرگز به مدرسه نرفت و در سال 1349 در حالی که 15 سال بیشتر نداشت ازدواج کرد. بعد از ازدواج همراه با همسر، مادرشوهر و برادرشوهرش زندگی می کرد. همسرش یک کارگر ساده بود که در یک انبار چای به بسته بندی چای اشتغال داشت. کارش بسیار طاقت فرسا بود و آخر ماه درآمد ناچیزی دستش را می گرفت. توران علاوه بر عهده دار بودن امور خانه، با بسته بندی آبنات و درآمد ناچیزی که از قبال این کار بدست می آورد در تامین نیازهای اقتصادی خانه نیز شریک بود. توران بارها از طرف برادرشوهرش مورد اذیت و آزار قرار می گرفت و در خطر تجاوز از طرف او بود. بخاطر حفظ آبرویش جرات بازگو کردن حقایق زندگی اش را برای کسی نداشت. اما همسایه ها بارها او را در حال فرار از دست برادرشوهرش در پشت بامها دیده بودند. توران حتی یکبار قصد خودکشی کرد و با پرت کردن خود به بیرون از میان پنجره اتاقش سعی کرد تا شاید با کشتن خود از این وضعیت رقت انگیز نجات پیدا کند اما موفق نشد. بارها شوهر و مادرشوهر و برادرشوهرش او را به باد کتک گرفتند. امکان طلاق برایش وجود نداشت. مدتها دچار مشکلات روحی بود. کمی که بزرگتر شد خیلی پیرتر از آنچه که بود بنظر می آمد. 6 فرزند بدنیا آورد. 3 بار سقط جنین کرد، آن هم به روش خانگی."

نمونه فوق تنها به خاطر هر چه بیشتر ملموس شدن شرایط زندگی زنان متعلق به طبقه کارگر و زحمتکشان آورده شد. بطور کلی شرح وضعیت زنان متعلق به طبقه زحمتکش و کارگر می تواند مثال های بارزی برای درک مفهوم ستم مضاعف بدست دهد. معنای ستم مضاعف همانطور که خود بیانگر است شامل حال کسانی است که تحت ستمی دوچندان قرار می گیرند. حال باید دید که آیا بر زنان متعلق به طبقه سرمایه دار نیز ستم مضاعف وارد می شود؟ اگر وضعیت زنان کارگر را با زنان متعلق به طبقه سرمایه دار مقایسه کنیم می بینیم که زنان سرمایه د ار و یا متعلق به این طبقه نه تنها هرگز تحت استثمار و فشارهای اقتصادی نیستند بلکه خود عامل ستم و استثمار می باشند و از این زاویه دره عظیمی زنان متعلق به این دو طبقه متضاد را از همدیگر جدا می سازد. دره ای که هرگز قابل پرشدن نیست تا بتوان ستمدیده و ستمگر رابه صرف این که هر دو زن هستند، در کنار هم قرار داد. درست به همین خاطر است که بکاربردن کلمه ستم مضاعف برای بازگو کردن شرایط زندگی زنان طبقه سرمایه دار غلط و بیجا است.

Etehadezan@yahoo.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 21  توسط دانشجوی سوسیالیست  |