استراتژی و مبارزه
مجله New Left Review، شماره 53 ، ژانویه و فوریه 1969
دیوید فرنباخ
مسعود ابو سعدی
در مارکسیسم سهم لنین را میتوان تشریح منطق اقدام مستقل سیاسی- انقلابی دانست. او در هر مورد معین، محتوی اجتماعی انقلاب، و سیاست حزبی را در سطح سیاست اتحادهای انقلابی مناسب مشخص میکرد تا به منظور انجام انقلاب اجتماعی، بلوک ضدانقلابی (دشمن) شامل دولت و احزاب سیاسی مدافع آن را درهم بکوبد.
وظیفه کادر مارکسیست در بسیج طبقات و گروههای مختلف مردمی و متحد کردن آنها به سوی انقلاب توسط لنین در بخش پایانی رساله " دوتاکتیک سوسیال دموکراسی در انقلاب دموکراتیک " خلاصه شده است :
"... سوسیال دموکراسی مصرانه میخواهد که این کلمه (مردم) نباید طوری استفاده شود که آشتی ناپذیری طبقاتی درون مردم را نادیده بگیرد .سوسیال دمکراسی بر استقلال کامل طبقاتی برای حزب پرولتاریا پافشاری می کند . معهذا (مردم) را آنچنان به طبقات تقسیم نمی کند که طبقه پیشرو خود را محدود کرده و پرده ای به دور خود بتند.این کار را به گونه ای انجام می دهد که طبقه پیشرو بدور از تردید و بی تصمیمی طبقات میانی با انرژی بسیار و با شور وشوق در راه آرمان تمام مردم و در راس آنها مبارزه کند . اینست آنچه که نوایسکرایهای کنونی اغلب اوقات قادر به فهم آن نیستند و کلمه "طبقه" را در تمام حالات صرف و نحو آن سفسطه جویانه تکرار میکنند و آن را جایگزین شعارهای موثر سیاسی در انقلاب دموکراتیک میسازند.. "
نقطهی شروع استراتژی برای جنبش دانشجویی باید این پرسش باشد که دانشجویان (در بریتانیای کنونی) آیا بخشی از (مردم) اند یا بخشی از (دشمن). موقعیت انتقالی دانشجویان این ضرورت را ایجاب میکند که مبدا و مقصد آنها را در روابط تولیدی در نظر بگیریم و در همان حال موقعیت ویژهی آنها را در ساختار دانشکدهها و دانشگاهها مورد ملاحظه قرار دهیم. در این جا به بعضی از واقعیتهای اساسی ساختاری اشاره میشود:
ادامه مطلب

دانشجویی به بار آورده است
مسئولین دانشگاه زنجان با کلیه مطالبات دانشجویان متحصن موافقت کردند.
مجموعه اعتراضات و مبارزاتی که تا



